خرید بک لینک

‹گاهی دلت برای سادهترین و معمولیترین فراغتها و دلخوشیهای کوچکت تنگ میشود. برای بیخیال لم دادن و خندیدن و خوش بودن و بچگی کردن و آسوده چای نوشیدن! دلت لک میزند بروی و بدوی و برقصی و شادانه روزگار بگذرانی و غمت نباشد فردا چه میشود و امروز را بچسبی و در همان ساعت و دقیقه و ثانیه زیست کنی و ذوق کنی از کمترینها و فراموش کنی پیچیدگیهای دوران را و به حال خودت خوش باشی. گاهی دلت لک میزند برای روزهایی که کمتر میفهمیدی و دغدغههای کوچکتری داشتی و مسئولیتهای بزرگی نداشتی و چه میدانستی قطار روزگار کجاست که بخواهی از آن جا نمانی؟!›

برچسب: نویسنده: دانیال رحیمی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1402 ساعت: 22:49

صفحه بندی