من بازم اومدم
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:16
عکس العمل مردم بعد از تاخیر مترو!ژاپن 10 ثانیه تاخیر:شکایت از واحد حمل و نقلایتالیا یک دقیقه تاخیر:مسئولین بی کفایتاوکراین 3 دقیقه:تعجبایران بعد 20 دقیقه:ایول یه قطار اومد!!-------------------------
من تنها بودنو یاد گرفته بودم...
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:16
تنها چیزی که از خانوادم یاد گرفتم تنهایی بود ...(خوشبینانه تر اینکه مستقل بودن رو یاد گرفتم )هیچ موقع مثل باقی بچه های هم سن و سال خودم محبتشون رو بی دریغ دریافت نکردم با منطق دو دوتا چهارتای بزرگت
آبجیش
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
رفیقم زنگه خونشونو زد بعد آبجیش, آیفونو برداشت…قبل از اینکه آبجیش, چیزی بگه سریع گُفت :کیه؟ :) )آبجیش,م هُول کرد گُفت :مَنم:)))بعد سریع درو باز کرد:))) خدا وکیلی نیم ساعت دراز کش تو پیاده رو داشتیم قهقهه میزدیم..!
بالا بلندی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
برو بالا.........بالاتر..........تو هنوز فرق بالا و پایین رو نمیدونی ؟؟ تمرین کن فردا چپ و راست رو می پرسم .
خواهر ما داریم؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
یکی از فامیلامون از کربلا برگشته بود برامون از خاطراتش میگفت که گفت ما رفتیم زیارت که ده دیقه از برگشتنمون نگذشته بود که اونجا بمب منفجر شد خواهر,مم برگشت گفت حاج خانوم شهید شدن لیاقت میخواد که نصیب هر
من اومدم :|
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
سلام من نویسنده دوم اینجاماز اونجایی که کسی زیاد آدم حسابم نمیکنهاومدم, ی چیزی بذارم آدم حسابم کنید!ادامه...
مگس... :)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
یکی از تفریحات دوران بچگیم این بود که:ی مگس میگرفتم بهش نخ میبستم یکی دیگه هم میگرفتم بالشو میکندم میبستمش اون سر نخ.مگس سالمه پرواز میکرد اونکیو بکسل میکرد میبرد با خودش...صحنه زیبایی بوددیوونه هم خو
جوک
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
سه تا برادر میخواستن مرغداری بزننیکیشون قبول نمیکردهاون دوتا میگن تو شریک نیستیمیگه:به ارواح عمم که شریک نیستم.پرورش روباه میزنم بغلشحیف نون با دوستش فیلم جنگی هندی نیگا میکرد..یهو جوگیر شد سینه خیز ر
والا :|
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
تو کوچه موتوریه اومد دختره رو اذیت کنه..دویدم رفتم کمک فرار کرد پسرهیکم آب دادم دختره خورد حالش که جا اومد گفت:(( شما پسرا همتون آشغالین)) و رفتنابود شدم میفهمید؟نابود!!!-----------------------------
واژه ناب زندگی
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
هرگز نگو "خسته ام..!زیرا اثبات میکنی ضعیفی؛ بگو..نیاز به استراحت دارم.هرگز نگو "نمی توانم..!"زیرا توانت را انکار میکنی؛ بگو....سعی ام را میکنم.هرگز نگو "خدایا پس کی؟؟؟!"زیرا برای خداوند، تعیین تکلیف م
تقلب
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
بوی شوم امتحان آيد همی, يار صفر مهربان آيد همی,ما ز تعليم و تعلم خسته ایم، دل به امید تقلب بسته ایم، +اینم یه گوشه چشمی به تقلبای شب امتحان اینجانب
خرداد ماهیای عزیز...
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
خردادفعال، بسیار باهوش و پرجنب و جوش صفاتی است که در وهله اول در یک متولد خرداد خواهید دید. خردادی ها مثل آفتابپرست هستند و با توجه به شرایط و مکانهایی که در آن قرار می گیرند و افرادی که با آنها معاش
شب قدر
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
یکی از این آدما یه شب دعاش میگیرهیکی از همین شبایی که شب تقدیرهیه دل شکسته یه گوشه این شهر صداشمیرسه تا آسمونا چه دامن گیره +توی این شبای عزیز منم دعا کنید
سوالاتی که حرص آدمو درمیاره؟!
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
1- از حموم اومدی حوله دورته ، میپرسن : حموم بودی ؟ نه حوله پیچیدم دورم برم مکه لبیک بگم 2- صبح از خواب بیدار شدی ، میپرسن : بیدار شدی ؟!نه مشکل روحی دارم توخواب راه میرم 3-دارم تاریخ انقضای روی تن
از من حرکت از خدا...
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
از من حرکتاز خدا چاله.......چوله......دست اندازپیچ خطرناک........عبور حیوانات وحشیاحتمال ریزش کوه!خدایا من دارم تاوان کدوم گناهمو پس میدم؟کدوم؟کدووووووووووم؟..آهااااااااااااا اون!؟اوه اوه اونو اصلأ ی
دلتنگ خاطرات بچگی
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
+دلم از اون تفنگا میخواد که روشنش میکردی میگفت فایر فایر ایچشو شوشوچوچوشو فایر فایر :( کیا از این اتاری ها داشتن حکم تبلت الان رو داشت:)+یادمه یه دفعه اتاریامو توی باغچه کاشتم به امید اینکه یه درخت ا
سحری
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
داداشم ۵سالش بود یبار سحر پاشد دید ماداریم سحری میخوریمزد زیر گریه گفت شما به من کلک زدین منو خوابوندین که خودتون یواشکی شام بخورین :)))من موندم داداشم با چه استدلالی این حرفو زد
عاشق؟؟؟
-
تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 19:32
دلم آغوش میخواهد.....!!!.......شایدم .....آش دوغ میخواهد.....دقیقا نمی فهمم چی داره میگه ....بزارید یبار دیگه ازش بپرسم ؟؟!.......آقا حله.... آش دوغ میخواد ...اشتباه ازمن بود.... ببخشید وقتتونو گرفتم
عجیب ترین امتحان
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 8:59
محمدجعفر خیاطیعجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر... امتحاناتی که هر هفته میگرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح میکرد... آن هم نه در کلاس،در خانه... دور از چشم همهاولین باری که برگهی ام
u200d زندگی برای من قشنگه !
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 8:59
u200d زندگی برای من قشنگه ! خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم ... میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره ! میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟ میخوام بمونم و تمو